پژوهشگران دانشگاه نیو ساوت ولز (University of New South Wales) در مطالعهای تازه به نتیجهای جالب و در عین حال نگرانکننده رسیدهاند؛ برخی تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی نهتنها از چهرههای واقعی قابل تشخیص نیستند، بلکه در نگاه بسیاری از افراد «انسانیتر از انسان» به نظر میرسند.
این یافته نشان میدهد فناوری تولید چهرههای مصنوعی طی سالهای اخیر از مرحله تصاویر غیرواقعی و قابلتشخیص عبور کرده و به سطحی رسیده که تشخیص آن حتی برای افراد با مهارت بالا نیز دشوار است.
از چهرههای مصنوعی ضعیف تا واقعگرایی افراطی
چند سال پیش، کاربران اینترنت به تصاویر عجیب و ناهماهنگ تولیدشده توسط هوش مصنوعی – مانند نمونههای معروفی از افراد مشهور در موقعیتهای غیرواقعی – میخندیدند. اما همان زمان هم مشخص بود که این فناوری به سرعت پیشرفت خواهد کرد.
اکنون طبق نتایج این پژوهش، فناوری تولید تصویر نهتنها به سطحی رسیده که تمایز آن از واقعیت دشوار است، بلکه در بسیاری موارد از نظر «میانگین بودن» و تناسب چهره، از انسانهای واقعی هم جلو زده است.
چرا این تحقیق اهمیت دارد؟
با هجوم تصاویر پروفایل و محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی به شبکههای اجتماعی، اپلیکیشنهای دوستیابی و سایر بسترهای آنلاین، تشخیص چهرههای جعلی به یک ضرورت امنیتی تبدیل شده است.
درک اینکه چرا برخی چهرهها «مشکوک» به نظر میرسند، میتواند به پیشگیری از موارد زیر کمک کند:
– کلاهبرداریهای آنلاین
– سرقت هویت
– جعل شخصیت
– انتشار اطلاعات نادرست
بررسی توانایی «ابرشناسندگان چهره»
این پژوهشگران بررسی کردند آیا افرادی که توانایی فوقالعادهای در تشخیص چهره دارند (Super-Recognizers)، بهتر از دیگران میتوانند چهرههای تولیدشده با هوش مصنوعی را شناسایی کنند یا خیر.
در این آزمایش، ۳۶ ابرشناسنده چهره، ۸۹ فرد عادی (گروه کنترل) و مجموعاً ۲۰۰ تصویر چهره مورد بررسی قرار گرفتند. نیمی از تصاویر واقعی و نیمی دیگر با استفاده از یک مدل هوش مصنوعی تولید شده بودند.
نتایج کلیدی پژوهش
یافتهها الگوی مشخصی را نشان دادند:
– ابرشناسندگان عملکرد بهتری داشتند.
– توانایی تشخیص چهره با دقت تشخیص چهرههای هوش مصنوعی همبستگی مثبت داشت.
– چهرههای AI معمولاً در «مرکز آماری فضای چهره» قرار دارند.
به زبان سادهتر، هوش مصنوعی تمایل دارد چهرههایی بسیار متقارن، متناسب و «میانگین» تولید کند؛ چیزی که پژوهشگران آن را «ابرمیانگینی» (Hyper-Averageness) توصیف کردند.
در حالی که چهرههای واقعی اغلب دارای عدم تقارنهای ظریف و ویژگیهای منحصربهفرد هستند، تصاویر تولیدشده با AI بیش از حد بینقص و متعادل به نظر میرسند.
آمار نگرانکننده دقت تشخیص
با وجود عملکرد بهتر ابرشناسندگان، نتایج چندان امیدوارکننده نبود؛ آنها تنها در ۵۷٪ موارد توانستند تصاویر AI را درست شناسایی کنند. این رقم فقط ۷ درصد بالاتر از حد تصادفی است و به طور عملی، حدود ۴ تصویر از هر ۱۰ تصویر اشتباه تشخیص داده میشد. این یعنی حتی افراد دارای توانایی بالا نیز نمیتوانند با اطمینان به قضاوت بصری خود تکیه کنند.
پیامدهای امنیتی: فراتر از یک تصویر پروفایل
در شرایطی که مجرمان سایبری از چهرههای مصنوعی برای ایجاد اعتماد، فریب کاربران و اجرای کلاهبرداریهای عاطفی یا مالی استفاده میکنند، اتکا به «حس شهودی» برای تشخیص جعلی بودن کافی نیست.
نتیجهگیری
این پژوهش نشان میدهد که چهرههای تولیدشده با هوش مصنوعی نهتنها به سطح واقعگرایی بالا رسیدهاند، بلکه در برخی موارد از نظر «انسانی بودن» حتی قانعکنندهتر از چهرههای واقعی به نظر میرسند.
با توجه به اینکه حتی متخصصان نیز تنها اندکی بهتر از حد تصادفی عمل میکنند، مقابله با کلاهبرداریهای مبتنی بر هوش مصنوعی نیازمند ابزارهای امنیتی پیشرفته و تحلیل رفتاری است؛ نه صرفاً اعتماد به تشخیص چشمی.
در عصر هوش مصنوعی، شاید دیگر نتوان گفت «چشمها دروغ نمیگویند» — زیرا گاهی این چشمها اصلاً وجود خارجی ندارند.
اطلاعات بیشتر
مقاله پژوهشگران دانشگاه نیو ساوت ولز از طریق لینک زیر قابلدریافت و مطالعه است:
https://bpspsychub.onlinelibrary.wiley.com/doi/10.1111/bjop.70063
